سلفی گرفتن با لوکس‌ها

وقتی از کالا یا خدمتی حرف می‌زنیم، خروجی فعالیت‌هایی اقتصادی را توضیح می‌دهیم که یا تولید صنعتی است یا تولیدات محدودی است که لوکس‌گرایی را پدید می‌آورد. اگر به دلایل و یا علل پدید آمدن این واژه‌ها توجه کنیم، به طبقات اجتماعی حاکم بر جوامع پیشین می‌رسیم که پاسخ به نیازهای آن‌ها راه را برای تولیدات صنعتی و صنعت لوکس‌سازی هموار کرد.
تمایز برای ایجاد حس برتری؛ نخبگان و مبدعان جوامع و اعصار پیشین را در مسیر تولید ابزار و محصولاتی قرار داد که منجر به برتری‌جویی حاکمان و کاخ‌نشینان ‌شد و این با خود ارزشی را به همراه داشت که برای افراد هویت‌ساز بود.
با کاهش سطح طبقاتی جوامع، توزیع ثروت، جهانی شدن، پدید آمدن ابزارهای ارتباطی و… کالاها و خدمات لوکس از انحصار تنها یک طبقه از افراد جامعه خارج و با توزیع ثروت در میان مردم، لوکس‌گرایی عمر تازه‌ای را تجربه می‌کرد که در ابتدا نگران از ادامه حیاتش بود؛ اما ایجاد حس تمایز و البته نیاز‌های فطری انسان به جوامع طبقاتی نه تنها لوکس‌گرایی را به دره مرگ نکشاند، بلکه با خروج از دستان حاکمان و درباریان توانست قله‌های بیشتری را فتح و درآمد سرشاری را عاید صاحبان کالاها یا خدمات لوکس کند.
همیشه‌‌ی تاریخ، لوکس‌گرایی با هنر پیوندی ناگسستنی داشته و دارد؛ از نقاشی چهره درباریان تا هنر تولید ماشین فِراری که هر دو کار دست و همگی تجلی هنر، در تولید کالایی است که همراه خود روح و حس تولیدکننده را به خریدار انتقال می‌دهد.
لوکس‌گرایی به اندازه‌ای در تار و پود زندگی افراد نقش بسته است که حتی تولید‌کننده‌ای که روزانه هزاران کالا از خروجی خط تولید کارخانه‌اش روانه بازار می‌شود، دوست دارد به هر نحو شده تولید خود را لوکس و متمایز نشان دهد! و برای این منظور در تبلیغات خود به جای پاسخ به نیازهای مصرف‌کننده، از سلبریتی‌ها و گروه‌های مرجع استفاده می‌کند. یا سطح دیگری از آن، تبلیغات را در محیطی کاملا متمایز و خاص روایت می‌کند که لوکس‌گرایی تداعی می‌شود، چرا؟! چون می‌خواهد این پیام را انتقال دهد که مصرف‌کننده محصولات ما به همین اندازه شیک و لوکس‌پسند هستند.
هنر و هنرمند همیشه در کانون توجهات عام و خاص قرار داشته و دارند، چرا که هنر روح حاکم بر تولیدات لوکس است و همیشه هویت خود را به مخاطب انتقال می‌دهد. اگر از این دریچه به دنیای لوکس‌ها نگاهی بیاندازیم که لوکس‌گرایی ریشه در فرهنگ، هنر و تاریخ یک کشور دارد، می‌توان دریافت که چرا برندها تمایل به دیده شدن در کنار کارهای هنری دارند. به خصوص اگر آن فعالیت هنری، تولیدی متفاوت باشد و بالطبع مخاطبان خاصی را هدف قرار داده باشد. اینجاست که ضریب نفوذ و پیام‌رسانی آن هنر دوچندان می‌شود، چرا که آن اثر به عنوان یک هنر لوکس تلقی می‌شود و چون می‌دانیم هنر به خودی خود معرف یک فعالیت لوکس است، هنر لوکس را می‌توان لوکس‌لوکس تعبیر کرد و بنابراین کدام برند است که نخواهد خود را در کنار یک تولید لوکس لوکس نشان دهد؟

مطلب منتشر شده در روزنامه همشهری

یک دیدگاه بنویسید:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Site Footer